منتظران شهادت
ابیاتی در وصف شهید حاج احمد کاظمی فرازی از وصیت نامه ی شهیدحاج احمد کاظمی بسم رب الشهدا والصدقین
چفیه یعنی حاج احمد کاظمی
مصطفی چمران و صالح ناظمی
چفیه یعنی خنده و شور و شعف
سربدار لشگر 8 نجف
حاج احمد او که یک اسطوره بود
خندهایش قلب ها را می ربود
لشگری از شیر مردان دلیر
قهرمان و سینه چاک و بی نظیر
لشگری ممتاز و ناب و خط شکن
می گذشتن از سر و از جان و تن
حاج احمد فاتح شهر خدا
شهر خونین شهر شهر نخل ها
حاج احمد آسمانی بودو ناب
غرق در ناب نگاهش آفتاب
بسم الله الرحمن الرحیم
الله اکبر ،اشهدان لا اله الا الله ،اشهدان محمد رسول الله ،اشهدان علیا ولی الله
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم،صدق الله العلی العظیم ، السلام علیکم و رحمه الله و برکاته ،
بسم الله الرحمن الرحیم
خداوندا فقط میخواهم شهید شوم ،شهید در راه تو .
خدایا مرا بپذیر و در جمع شهدا قرار بده .
خداوندا روزی شهادت میخواهم که از همه چیز خبری هست، الا شهادت ،ولی خداوندا تو صاحب همه چیز و همه کس هستی و قادر توانایی.
ای خدای کریم و رحیم و بخشنده تو کرمی کن ،لطفی بفرما، مرا شهید راه خودت قرار بده .
با تمام وجود درک کردم عشق واقعی تویی ،و شهادت بهترین راه برای دست یافتن به این عشق....
سردار شهید حاج احمد کاظمی
فاتح خرمشهر بود متولد 1338 محله ی کوچه ملای اصفهان، تا قبل از روزی که خبر شهادتش را بشنوم او را نمی شناختم نمی دانم چطور شد که برای اولین بار وقتی چهره ی خسته توام با لبخند بی ریای او را هنگامی که با بیسیم صحبت میکرد دیدم احساس کردم سال هاست که با من آشناست .
دیپلم کشاورزی داشت و در فضای مذهبی نجف آباد بالیده بود از سال ها قبل از پیروزی انقلاب در مبارزات پی درپی بر علیه حکومت ستم شاهی شرکت میکرد ، بار ها دستگیر و شکنجه شده بود .
بعد از پیروزی انقلاب به فلسطین رفت و در کنار برادران مبارز فلسطینی به مبارزه علیه رژیم صهیونیستی پرداخت اما بدنبال وقایع کردستان به کشور بازگشت ، نبرد در کردستان اورا با رحیم صفوی ودر جنوب با مهدی باکری و حسین خرازی (یار ویاور دیرینه اش ) اشنا ساخت.اودر سال1359 به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درامد . نیروی ایمان توام با توانمندی هایش در جنگ های چریکی او را به مقام فرماندهی رسانید کمی بعد لشگر 8 نجف اشرف به فرماندهی او پایه گذاری شد در مهرسال60 با حمله به دشمن حصر ابادان را شکست . تدابیر هوشمندانه وموفقیت های نظامی بی مثالش اوازه ی جبهه ی خودی ودشمن شده بود.در عملیات ازاد سازی خرمشهراو و گردانش با تمام قوا و در جنگی تن به تن در شرایطی سخت ونابرابر ودر اوج ناامیدی توانست با حرکتی زیرکانه به خرمشهر حمله کرده وشهر راپس از ماهها از چنگال دشمن بیرون اورد هنوز پس از سالها صدای بانگ الله اکبر 15 هزار اسیر دشمن که با زیر پوش های سفید خود را تسلیم او و همرزمانش نمودند در یادها مانده است. او که فاتح اصلی خرمشهر بود بعد از فتح خرمشهر در عملیات های دیگری ازجمله:رمضان ، محرم، والفجرها و کربلاها و...شرکت جست .حضوراو همواره مایه ارامش همرزمانش بود ،لشگرش همواره بهترین تکنیک وتاکتیک نظامی را داشت ونظم و انضباط خاصی بر ان حاکم بود.در اذر سال64 با بانویی متدین ازدواج کرد و صاحب دو فرزند پسر شد. عشق و ارادت خاصی به اهل بیت بالاخص حضرت زهرای مرضیه (س) داشت او که اکثر یارانش را در طول سالهای جنگ از دست داده بود بعد از اتمام جنگ مجالی برای ماندن نمی دید وهمواره ارزوی شهادت را در دل داشت تا این که در 19 دی سال 84 شربت شهادت را نوشید وروح پاکش به سوی اسمان پرواز کرد. احمد کاظمی از بازماندگان جبهه و جنگ بود که هرگز تن به زندگی خاکی نداد ودر نهایت به دوستان شهیدش در اوج افلاک پیوست.
By Ashoora.ir & Night Skin